پرچم حکومت خودگردان کردستان؛ این پرچم در کلیه نواحی کردنشین خاورمیانه موسوم به کردستان بزرگ توسط کردهای ملی گرا بر افراشته میشود.
کردها یکی از تیرههای کهن ایرانی هستند که در غرب آسیا (خاورمیانه) و در بخش غربی فلات ایران زندگی میکنند. سرزمینی که کردها در آن زندگی میکنند کردستان نام دارد و در بین جهار کشور ترکیه، عراق، ایران و سوریه تقسیم شده است. کردها بخش اصلی بازماندگان مادها هستند و به زبان کردی، مربوط به شاخه شمال غربی زبانهای ایرانی سخن میگویند.
کردهای ایران در قسمتهای غربی و شمال غربی ساکن هستند. از مهم ترین شهرهای کردنشین ایران میتوان مهاباد، سنندج، کرمانشاه، ایلام، سقز، بوکان. مریوان، سردشت، پیرانشهر، اشنویه و بانه و... را نام برد.
جمعیت و پراکندگی
به علت اینکه آمارگیری دقیقی از جمعیت کردها انجام نگرفته تمام آمارهای ارائه شده تخمینی می باشند. بنا به برآوردهای غیررسمی جمعیت و مساحت این منطقه به طور تقرییبی 30 میلیون نفر در محیطی به وسعت 190000 کیلو متر مربع می باشد. برخی جمعیت و مساحت آن را 40 میلیون نفر در محیطی به وسعت کشور فرانسه (km² 543 965) تخمین می زنند.
اگر این برآوردها درست باشد میتوان گفت که هم اینک کردها بزرگترین گروه زبانی بدون دولت مستقل هستند. کردها در مکانی زندگی میکنند که به آن کردستان میگویند و اکنون این منطقه در بین کشورهای ایران، ترکیه، عراق، سوریه و ارمنستان واقع است.
ناحیه زیست کردها عمدتا کوهستانی است که از شرق به وسیله دامنههای شرقی کوههای زاگرس به دریاچه ارومیه منتهی میشود. از این قسمت به طرف جنوب و حد فاصل همدان و سنندج امتداد می یابد. در طرف جنوب هم بعد از دور زدن کرمانشاه و کرکوک به موصل ختم میشود. از شمال به طرف ماردین , ویران شار و اورفه امتداد یافته , آن گاه از شمال به طرف ملاطیه و حوزه رود فرات میرود تا به کمالیه میرسد. در قسمتهای شمالی کردستان محدود به کوهستانهای مرگان داغ و هارال داغ است که به طرف ارزنجان و ارزروم امتداد یافته و تا کوههای آرارات پیشرفته که مرز طبیعی بین ترکها در شمال و کردها در جنوب به شمار میرود.البته بسیارند کردهایی که در خارج از این محدوده بیان شده زندگی میکنند اما در آن مناطق در اقلیت هستند.
مناطق کردها اگر چه کوهستانی است اما همین مناطق کوهستانی دارای درههای وسیع و حاصلخیزی نیز می باشد. کوههای این منطقه در زمستانها پوشیده از برف است و در تابستانها با آب شدن برفها به مانند فرشی سبز رنگ از زیباترین مناطق دیدنی جهان میشود. چراگاههای آن که در دورانهای دور پرورش دهنده اسبهای مادی بودهاند امروزه نیز برای چرای گوسفندهای عشایر و ایلات کرد از اهمیت به سزایی برخوردارند. به طور کلی از بدو تاریخ کوههای بالای میانرودان مسکن و جایگاه مردمی بوده است که با امپراطوریهای جلگهها یعنی امپراطوریهای بابل و آشور و گاه آنها را شکست می دادهاند .
تعریف کرد
تعاریف گوناگونی از مفهوم کرد ارائه شده است. تا دورهای نه چندان دور مردمی که به زبان کردی کرمانجی (زبان اکثر کردها) سخن میگویند و در آناتولی ساکن هستند خود را کرمانج مینامیدند و نام کرد در میان ایشان رواج نداشت.
مردمی که به زبان زازا صحبت میکنند یعنی زبانی که برای دیگر کردها زیاد قابل فهم نیست نیز بر دو دستهاند برخی خود را کرد معرفی میکنند و برخی خود را دارای هویت قومی متفاوتی میدانند. شرفالدین بدلیسی حدود کردستان را در روزگار صفوی و در کتاب شرف نامه خود با افزودن ولایت لرستان یک جا ذکر میکند و در شرفنامه سرزمین لرستان و قوم لر را با کردها یکی می شمارد.
برخی هم مانند ملامصطفی بارزانی تنها احساس کرد بودن را برای کرد نامیده شدن کافی دانستهاند.
زبان
-
-
- مقاله اصلی:زبان کردی
کرمانجی که اکثر کردها در (ترکیه, ایران , عراق و سوریه) با آن صحبت میکنند زبان ادبی و نیمه رسمی به شمار میرود و در کشور عراق از زمان اشغال قوای انگلیس تا کنون در مدارس تدریس میشود خود به دو بخش تقسیم میشود:
اکثر کردها (حدود 90%) با یکی از دو لهجه فوق صحبت میکنند.
گویشهای اورامی و گورانی (که در اطراف کرمانشاه بدان صحبت میشود و زبان شاعران بوده است) و نیز زازا (که در قسمت کوچکی از کردستان ترکیه بدان تکلم میشود) می باشند.
گویشهای کرمانشاهی، کلهری، کلیایی، پیروندی، لکی، فیلی (و یا پهلی) نیز در قسمت جنوبی کردستان بدانها تکلم میشود.
تاریخ باستان
کردها از تبار ایرانی و بخش اصلی بازماندگان قوم ایرانی ماد هستند. مادهای آریایی پس از ورود به زاگرس اقوام بومی آنجا یعنی کاسیها و لولوبیها (در لرستان) و دیگر اقوام آسیانی را در خود حل کرد و زبان ایرانی خود را در منطقه رواج کامل داد.
در کتیبههای سومری 2000سال قبل از میلاد از کشوری به نام «کاردا» نام برده شده است. این اقوام همان قومی بودند که به گفته گزنفون مورخ یونانی را را بر تیگلاث پیلسر شاه آشور که با قبایل گورتی در حال جنگ بود بستند و لشکر کشی او را به سوی دریای مدیترانه متوقف ساختند گزنفون این قوم را کاردو مینامد. بنا بر نوشتههای تاریخ نویسان و جغرافی دانان عرب , از قبیل بالاهوری , طبری و ابن اثیر قبایلی که بعدا به نام کرد شناخته شدند بیشتر نواحی شرقی رود بوتان و سواحل شمالی دجله را تا نواحی جزیره (جزیره ابن عمر) متصرف شدند. از لحاظ مذهبی اکثریت کردها اهل تسنن هستند. تقریبا اکثر مردم کرمانشاه نیز شیعه هستند. البته در بین کردها نزدیک به 50 هزار خانوار و شاید بشتر یزیدیانی هستند علاوه بر این گروهی نیز که به علی اللهی (علی الهی) معروفند نیز در بین کردها هستند که امام علی را خدا میدانند.
کردها پیش از اسلام
برخی منابع از قبیل نولدکه (NOLDKE 1897) آوردهاند که طوایف کردی که در نواحی مرکزی و جنوب ایران وجود داشتند در خلال دوره شاهنشاهی ساسانی به علت فتوحات ایران و حرکت جمعیت به طرف شمال غربی مهاجرت کرده و در سرزمین کردو (KURDU) ساکن شده و با کردهای آنجا مخلوط شدهاند و نام آنها را قبول کردهاند این مردم که قبلا به نام مرتیها شناخته میشدند در جنگهای مداوم ساسانیان و اشکانیان)پارت ها) و همچنین رومیهای بیزانسی شرکت داشتهاند و از طرفی دیگر گاهی با ایران و گاهی بار روم و گاهی با هردو در جنگ بوده اند. اینان در قرن چهارم میلادی از طرف رومیها به نام کرچخ شناخته میشدند.بر حسب سرزمین و لهجههای محلی کردهای قدیمی نامهای کاردوخ (KARDUKH) و کاردیخ (KARDIKH) که سکنه و بومیان آن بودهاند بر این مردم اطلاق شده است . به موجب تاریخ شرفنامه بدلیسی , قدیمی ترین قبایل کرد باجناویها و بوتیها هستند که این نامها به دلیل سرزمین باجان و بوتان بر انه نهاده شده است.
تاریخ کرد پس از اسلام
حدود سالهای 1910 پوست پارهی کهنهای در کاوشهای روستای «هزارمیرد» استان سلیمانیه به دست آمد که در آن چهار بند سرود به زبان کردی سره و با خط پهلوی نوشته شده است. این چهار بند چامه که به نام هرمزگان نامیده شده ،یادآور حمله تازیان به سرزمین کردستان و کشت و کشتار آنان است. برابر داوری دانشمندان، این نوشته از همان آغاز هجوم تازیان است.این چامهی آتشینِ کردی که دل را به جوش و خروش می آورد و مایهی اندوه میشود، دورنمای آن روزگار را به خوبی نشان می دهد:
"هورمزگان ره مان، ئاتران کوژان
ویشان شارده وه گه وره گه وره کان
زورکاری ئارب کردنه خاپوور
گنائی پاله هه تا شاره زوور
شه ن و که نیکا وه دیل بشینا
مه رد ئازا تلیاوه رووی هوینا
ره وشتی زه رده شت مانووه بی که س
بزیکا و نیکا هورمزد و هیچ که س."
معابد ویران و آتشها خاموش شدند
بزرگ بزرگان خود را مخفی نمود
عرب ظالم ویران کردند
روستای کارگرها را تا «شهرزور»
زنان و دختران را به بردگی بردند
مردان دلیر در خون غلتیدند
آیین زرتشت بی سرپرست ماند
دیگر اهورامزدا به هیچکس ترحم نکرد...
با آغاز حملات اعراب مسلمان به رهبری عمربن خطاب در سالهای (634-642) نواحی اربیل , موصل و نصیبین را که نواحی کردنشین بودند به تصرف مسلمانان درآمد بعد از عمربن خطاب , در دوره جانشین وی عثمان ابن عفان نیز مناطق شمالی کردها و مناطق قفقاز به تصرف درآمد که عدم دخالت مسلمانان در نحوه زندگی و نوید ازادی و برابری که در دین اسلام بود باعث شد تا کردها به دین اسلام بگروند و مسلمان شوند.در همین ایام روسای کرد در حالی که میکوشیدند اقتدار خود را حفظ کنند در فتوحات مسلمین شرکت فعال داشتند. در دوره عباسیان که به کمک سردار ایرانی ابومسلم خراسانی و ایرانیان به خلافت رسیدند به علت رقابت امین و مامون پسران هارون الرشید قدرت خلفا در نواحی کردستان تضعیف شد
در این زمان لفظ کرد کم کم برای توصیف نزادی قبایل ایرانی که با سامیها و ارمنیهای اختلاط کرده بودند به کار رفت. همزمان با روی کار آمدن ترکان سلجوقی و پادشاهی سلطان سنجر برای اولین بار ایالتی به نام کردستان تأسیس گردید. به گفته مرحوم رشید یاسمی در کتاب کرد و پیوستگی نژادی , حمدالله مستوفی در کتاب نزهةالقلوب در سال 740 هجری نخستین کسی بود که اسم کردستان و شانزده ایلات آن را آورده است. او اورده است: کردستان و آن شانزده ولایت است و حدودش به ولایات عرب و خوزستان و عراق عجم و اذربایجان و دیار بکر پیوسته است. آلانی , الیشتر , بهار , خفتیان , دربند , تاج خاتون , دربند رنگی , دزبیل , دینور , سلطان اباد , چمچمال , شهر زور, کرمانشاه (قرمیسین) هرسین , وسطام.
در قرن دهم میلادی (959) حسنویه (حسن به زری کانی) که رییس یکی از قبایل کرد بود خود را به فرمانروایی کردستان شرقی رسانید و دینور و همدان و نهاوند را فتح کرد. فرزند او ناصرالدین (979-1014)و نوه اش ظهیران هلال ابن بدر (1015-1014) می باشند اینان از اسما از آل بویه اطاعت میکردند .ال بویه هیچ گاه به طور مستقیم در قلمرو حسنویه اعمال نفوذی نکردند تا زمان شمس الدوله دیلمی که ظهیرالدین را از حکمرانی انداخت و قلمرو او را مطیع خویش ساخت.
فرزندان بویه ماهیگیر متصرفات خود را بین هم تقسیم کردند رکن الدوله دیلمی نواحی شمالی را تصاحب شد. که شامل قسمتهای کردنشین نیز بود. در سال 990 میلادی به هنگام مرگ کردباد حکمران انتصابی خلیفه برادرزاده اش ابوعلی مروان , حکمران نواحی دیاربکر , میافارقین > آمیدنی (آمید) و نصیبین را به دست آورد.این مناطق بعد از مرگ عضدالدوله دیلمی از دست ال بویه خارج شده بود. اینان که به مروانیان معروف شدند بعدها از خلیفه عباسی روی گردان و به فاطمیان گرویدند. مروانیان و حسنویه از لحاظ نژادی کرد بودند.
و اما از دوره صلاح الدین که از سرداران و دلاوران کرد است کردها توانستند فراتر از منطقههای کردنشین قدرت خود را بسط دهند صلاح الدین سردار شجاع کرد در سال 1136 میلادی در تکریت واقع در ساحل دجله و شمال سامره متولد شد. او خدمات خود را در خدمت اتابک زنگی از سلاجقه سوریه شروع کرد که بعدها در حلب جانشین وی گردید. فرزند اتابک زنگی یعنی نورالدین پس از مدتی صلاح الدین را به همراهی عمویش شیر کوه عازم مصر گردانید تا متحد اولین فرمانروای مصر را که شاهوار نام داشت در مقام خود حفاظت نماید که به وسیله یکی از رقبای خویش در مصر طرد شده بود مصر در این زمان تحت فرمانروایی یکی از خلفای فاطمی به نام ابو محمود عبدالله بود شیرکوه و صلاح الدین مجبور بودند که با او حسن سلوک داشته باشند.از طرفی صلیبیان فهمیده بودند که اتحاد مصر و سوریه برای آنها خطرناک خواهد بود به همین خاطر به سوریه حمله بردند که صلاح الدین انها سخت بع عقب راند و شکست داد. بعد از مرگ نورالدین زنگی , صلاح الدین حاکم آنجا شد و آغاز به بسط قدرت خود نمود او حکومت خود را تا مصر گسترش داد و حجاز و الجزیره را نیز به تصرف درآورد در حرکت بعدی اورشلیم را از دست قوای صلیبی بیرون آورد. صلاح ادین شجاعانه در نبردی با ریشارد شیردل آنها را مجبور به ترک تمام خاک فلسطین نمود .
این سردار دلیر بعد از سالها مبارزه و مقاوت در برابر تمامی دشمنان در سال 1193 در دمشق وفات یافت. و بعد از مرگش امپراطوری او میان فرزندانش تقسیم گردید.
افضل به حکومت دمشق رسید. عزیز در قاهره و ظهیر در حلب حکومت کردند بعدا حکومت آنها به روسای محلی منتقل شد. تنها حلب تا سال 1390 در اختیار خاندان ایوبی (ایوبیان) قرار داشت.
توان قدرت و خصوصیات جنگی صلاح الدین او را به عنوان یکی از قهرمانان افسانهای جهان اسلام درآورد به طوری که کردها از داشتن چنین فرزندی افتخار میکنند.
اتابکان ترک نیز مدت مدیدی قلمرو کردها را زیر قدرت خود داشتند. که تعدای از آنها بر این مناطق حکومت کردند از قبیل :
1) نوادگان سبکتکین (1144-1232) در اطراف اربیل که اولین آنها زین الدین علی پسر کوچک سبکتکین است. 2) اورتوکیها (1101-1312) که اولین حکمران آنها ارتوک است. که بر دیار بکر و مدتی بر حلب و ماردین حکومت میکردند. 3) شاهان ارمنی (1100-1207) که موسی لهنا لقمان قبطی است. در این دوره اینان به دلیل مراوده با اعراب , عرب شده بودند و لی متاسفانه کردها تلاشی برای از بین بردن آنها انجام ندادند و لی یا این وجود زبان خویش را حفظ کردند.
بعد از حمله مغولان به ایران , به دنبال جنگ و زدوخورد جلال الدین خوارزمشاه با آنها و فرار او به مناطق شرقی و سپس ورود به ایران امدن به مناطق کردنشین , مغولها سراسر ایران برای از بین بردن جلال الدین درهم نوردیدند.
جلال الدین مدتی در غرب ایران حکومت کرد که با روسای محلی و اتابکان درگیر شد از آنجا که بعضی از این سران کرد بودند و در سال 1213 میلادی سلطان جلال الدین خوارزمشاه توسط یک کرد کشته شد.
هلاکوخان مغول نیز بعد فتح نواحی مرکزی ایران و قلاع اسماعیلیه از طریق همدان و کرمانشاه به بغداد رفت و اخرین خلیفه عباسی را اسیر و به طرز فجیعی مقتول کرد.
در این زمان دیگر مناطق کرد نشین از خطر مغول در امان نبودند. در سال 1259 میلادی دو لشکر از سه لشکر مغول تمام نواحی کردنشین را در هم در نوردیده و به طرف دریاچه وان رهسپار شدند.در این درگیریها غیر از میافارقین که یکی از ایوبیها به نام کامل محمد مقاوتی به خرج داد بقیه مناطق بدون خونریزی شدید به دست مغولها افتاد.
در سال 1297 م کردها اربیل را محاصره نمودند و به لشکر مغول حمله کردند. بعد از مسلمان شدن ایلخان مغول به نام محمد خدابنده کردها به دلیل مسلمان بودن با او همکاری بیشتری نمودند. با ضعیف شدن ایلخانان مغول امیران مغولی: امیر چوپان و حسن بزرگ قدرت را تا مدتی در دست داشتند که عاقبت ایلخانان در سال 1349 میلادی منقرض شدند. امدن و رفتن فرمانروایان ادامه داشت تا اینکه قدرت به جلایریان رسید که بعدها مناطق کردنشین به بایزید رسد.
بعد از خاندان جلایری قراقویونلوها حکومتی در کردستان تشکیل دادند که بعدها توسط آق قویونلوها از این مناطق به عقب رانده شدند.
با ظهور تیمر گورکانی مناطق دیاربکر و ماردین به تصرف تیمور لنگ افتاد. در حملات تیمور به دلیل اینکه کردها چادرنشین بودند و به کوهستانها پناه برده بودند کمتر آسیب دیدند. بنابراین تا دروره صفویان سرزمینی که امروزه به کردستان مشهور است یک قسمت آن را جزیره و قسمت دیگر را اردلان مینامند. گاه تحت حکومت جلایریان گاه آق قویونلوها و گاه قراقویونلوها بوده است. که اینان خود به دست صفویان از بین رفتند.
در دوره صفویان با روی کار آمدن شاه اسماعیل اولین کاری که کرد رسمی کردن مذهب شیعهگری بود که این مسئله باعث شد کردها که اکثرا سنی مذهب بودند به ایران بی اعتماد و به عثمانی مطمئن و متکی گردند. سلطان سلیم با شکست دادن شاه اسماعیل در جنگ چالدران کردها را وارد عرصه نوینی کرد به طوری که پس از شکست شاه اسماعیل 25 حکمران کرد به دولت عثمانی گرویدند و از این زمان مسئله مرزها جزء عوامل اختلاف ایران و عثمانی بود. کردها در این زمان که دو دولت عثمانی و ایران به آنها نیاز اساسی داشتند بیشتر پی به اهمیت سیاسی خود بردند و این بود گاه به دلیل ظلم وستم و سنگینی مالیات علیه یکی از حکومتها شورش کرده و به آن طرف مرز رفتند و با دیگر کردها در کمین فرصت شدند تا به مناطق خود برگردند.
تاریخ معاصر سیاسی اجتماعی
در عراق
پس از جنگ کویت و عراق و وضع ممنوعیت پرواز عراق به بالای خط 23 درجه در سال 1991 کردهای عراق عملا توانستند حکومت خود را تأسیس نمایند و با حل اختلافات گروهی و قیام علیه حکومت بعث حکومت منطقه را به عهده گرفتند که کردها این خیزش را "راپه رین" می نامند. پس از ده سال و با حمله مجدد امریکا به عراق در شمال و شمال شرقی عراق که به کردستان عراق معروف است کردها حکومت خودگردان خود را به طور رسمی تشکیل دادند. در حال حاضر نیز ریاست جمهوری و وزارت امور خارجه عراق توسط کردها اداره میگردد.
گوشهای از پیامدهای جنگ در کردستان: کودکان یکی از اولین قربانیان
در ترکیه
بیش از نصفی از کردزبانان جهان در کشور ترکیه سکونت دارند که رویهمرفته حدود 20 الی 25 درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دهند.
بنیانگذار ترکیه امروزی مصطفی کمال (آتاتورک یا بابای ترکها)، حدود هفتاد سال پیش، قانونی را به تصویب رساند که به موجب آن موجودیت کردها را در این کشور منکر می شد. برای مثال تا سال 1991، زبان کردی اگرچه در سطح وسیعی از این کشور بدان تکلم می شد اما قانونا ممنوع اعلام شده بود. تا به امروز نیز هرگونه سخنی که اشارهای به حقوق قومی کردها داشته باشد، به آن برچسب جدایی طلبانه زده شده و حکم حبس نسبتا طولانی مدت را به دنبال دارد.
حکومت ترکیه، با هر نوع تجمع و تشکل سیاسی کردها به شدت مخالفت کرده است. احزاب کردی همواره یکی پس از دیگری ممنوع الفعالیت اعلام شده اند. اعضا احزاب کردی به جرم دگراندیشی، تحت تعقیب و آذار بوده اند؛ یکی از مشهورترین این افراد، در سال 1994، خانم لیلا زانا بوده است. وی از سال 1991 به عنوان اولین زن کرد، به عنوان نماینده در مجلس ترکیه انتخاب شده بود؛ تحت عنوان نطق جدایی طلبانه به 15 سال حبس محکوم شد. همچنین حزب وی نیز غیر قانونی اعلام شد. اخیرا نیز در ژوئن امسال، رهبران حزب کردی دموکرات (HADEP)، به اتهام داشتن رابطه با حزب ممنوع الفعالیت حزب کارگران کردستان(PKK) به زندان محکوم شدند.
افزون بر شکایاتی که کردها از حکومت ترکیه دارند میتوان به عدم توسعه اقتصادی این نواحی اشاره نمود. حکومت آنکارا، به طور سیستماتیک، مناطق کردنشین را از طرحهای عمرانی بی بهره ساخته است طوری که کشور ترکیه به وضوح میتوان به دو بخش متمایز تقسیم نمود:
قسمتهای شمالی و غربی ترکیه بسیار پیشرفته و صنعتی، در حالیکه قسمتهای جنوبی و شرقی آن، غیرصنعتی و محروم و در حقیقت بسیار جهان سومی می باشد.
سرکوب و خفقان شدید، منجر به شکل گیری جریانی مسلح به نام حزب کارگران کردستان(PKK) در سال 1984 شد. در حالی که اکثریت کردهای ساکن ترکیه از جدایی از کشور ترکیه باطنا حمایت نمی کنند، بسیاری از آنان از PKK، صرفاً به این دلیل که تنها نیرویی است که به طور مسلحانه در راستای احقاق حقوق فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کردها علیه رژیم ترکیه می جنگد. و این مهم که نمیتوان از طریق فعالیت سیاسی بر مبنی قوانین ترکیه به این حقوق رسید.
شایان ذکر است که اخیرا حکومت ترکیه زیر فشارهای داخلی و خارجی (به ویژه اتحادیه اروپا)، وعدههای انجام اصلاحاتی در امور مربوط به کردها را داده است.
در ایران
نواحی کردنشین ایران جزو نواحی محروم و فراموش شده این کشور است. در پی جنگ بین احزاب کومله و حزب دموکرات کردستان ایران) و حکومت ایران در فاصله سالهای 1979 تا 1983، حکومت ایران تاکنون بر قسمتهای کردنشین این کشور مسلط بوده است. نواحی کردنشین ایران شامل نیمه غربی استان آذربایجان غربی و همچنین استانهای کردستان، کرمانشاه و ایلام می باشد. البته برخی نیز قسمتهایی از استان لرستان را نیز جزو مناطق کردنشین شمرده اند.
دراستان خراسان شمالی و قسمتهایی از خراسان رضوی نیز شهرهایی وجود دارند که مردم در آن شهرهابه زبان کرمانجی صحبت میکنندمانند:اسفراین و بجنورد و شیروان و قوچان و درگز و چناران و باجگیران و ..... مردم این شهرها بنا به روایت تاریخ زمان نادرشاه افشار از منطقه ترکیه کنونی به این نواحی برای محافظت از قلمرو نادرشاه کوچ داده شدندوبنابه روایتی دیگر شاه عباس آنان را به خاطر مقابله با حملات بی امان ازبکان به خراسان بزرگ و نیز از بین بردن اتحاد کردها به این منطقه کوچاند. (منبع: حرکت تاریخی کرد به خراسان)
در ایران صحبت کردن به زبان کردی در اماکن عمومی، همچون دیگر زبانهای موجود در ایران، آزاد است هر چند که تدریس آن در مدارس دولتی ممنوع می باشد. عضویت و یا هواداری از سازمانهای کردی میتواند منجر به محکومیت به اعدام و یا در خوشبینانه ترین حالت حبس طولانی مدت را به دنبال دارد. مدافعین حقوق بشر در قبال مسائل کردستان همواره از جانب حکومت ایران مورد تعرض و تهدید قرار گرفته اند.[1]
در سوریه
وضعیت کردها در سوریه از هر جای دیگر دردناکتر و ناگوارتر است.
حکومت بعثی سوریه، برای این کشور که محل سکونت اقوام و گروههای زبانی متفاوت است تنها یک هویت می شناسد و آن هویت عربی است. موجودیت جامعه دو میلیونی کردها (و به قول منابع محلی 3 الی 4 میلیون) که 10% ساکنین سوریه (با جمعیت 18 میلیون) را تشکیل می دهند، همواره از جانب حکومت خاندان "اسد" انکار شده است. کردها، (همانطور که در ترکیه و عراق)، بزرگترین گروه اقلیت نژادی در سوریه هستند.
علیرغم اینکه نواحی کردنشین آن فقیرترین قسمتهای این کشور می باشد در سال 1962 حکومت فاشیستی سوریه حق شهروندی صدها هزار تن از کردها را سلب نمود و حتی آنان را از آمار کشور نیز حذف کرد، که البته این تعداد، اکنون پس از گذشت بیش از 40 سال افزایش یافته است. این تعداد از کارت شناسایی ملی (ID) محرومند که برای ضروری ترین، ابتدایی ترین و حیاتی ترین نیازهای خود همچون تحصیل، معالجه و غیره... ضروری می باشد.
بعد از اینکه حافظ الأسد، رهبر حزب بعث، در سال 1970، به سمت رئیس جمهوری سوریه رسید سرکوب و خفقان کردها و دیگر اقلیتهای این کشور، به طور قابل ملاحظهای تشدید یافت. بعثیهای سوریه عملیاتی مشابه و همزمان با صدام حسین رهبر حزب بعث عراق و رئیس جمهور وقت این کشور که در کردستان عراق انجام می داد و حملات یا عملیات تعریب (عربی کردن منطقه) نامیده می شد را شروع کردند.
در مارس 2004 به دنبال یک مسابقه محلی فوتبال در شهر کردنشین قامشلی، نیروهای نظامی سوریه به سرکوب و کشتار مردم این شهر پرداختند که منجر به چندین روز درگیری میان مردم و نیروهای مسلح حکومتی شد و بیش از 30 کشته و صدها مجروح به جای گذاشت و شمار بیشتری نیز بازداست و روانه زندانها شدند.